برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
لذت عمه شدنم طولانی نبود کلا به دو هفته نکشید که مسافر نیومده به جمعممون پشیمون از سفرش بار سفر به مقصد دیگه ای بست...
درسته که قبلا عمه بودم ولی خب قرار نیست خودم رو گول بزنم هم خونی چیز دیگه ای بود
منتظر مسافر بعدی هستم سفرش بی خطر
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
یکی از دوستام می گفت: دیگه دوست ندارم برم باشگاهازش پرسیدم چرا؟میگه یه بنده خدایی که اشنا هم هست میاد باشگاه که بوی تعرقش خیلی حالم رو بد میکنهنه رومون میشه تذکر مستقیم بهش بدیم نه خودش متوجه میشه از
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی

مگه دلبرتر از استقلال,م تیم داریم؟؟؟!!!...![]()
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
فردا قراره با همکار همسری بریم پیک نیکاین همکارش مرد خوبیه.خانمش هم باهام خوب جور شدهاشکال این مسئله فقط نداشتن بچه استسجاد دو روزه غر میزنه من نمیام من نمیامفردا هم مطمعنم اونجا همش رو اعصابه من میره
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
چقدر بد که تعطیلات وسط هفته است
همسر مجبورم میکنه بریم گردش
دلم میخواد بخوابم و خستگی روزهای پر کار را بیرون کنم از بدنم
ولی حیف اختیار دست خودم نیست زورش بهم میچربه
دیروز, علی افتاد زمین بدجور صورت اسیب دید
همه بهم گفتند چشم خورده به خاطر عکس های پیک نیک روز جمعه
خودم قبول ندارم
از قدیم گفتند بچه تازمین نخوره راه رفتن یاد نمیگیره
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی

خوابم نمیاد
از طرفی فردا ناهار مهمون دارم
نشستم شبیه علافها وب گردی میکنم
نمیخوام تعریف کنم ولی خداییش عاشق وبهای خودم هستم
ساده و شیک و روون نوشتم
یک کمی اسپند بریزم خودمو چشم نزنم![]()
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
جدیدا پسرها خیلی با هم جور میشن
علی بهتر می فهمه و تو بازیهای سجاد شرکت میکنه
سجاد هم لذت می بره و بیشتر باهاش بازی میکنه
کلا خیلی به هم علاقه دارند اگه همسری سجاد رو دعوا کنه علی شروع به گریه کردن میکنه
یا دائم راه میره عکسهای سجاد رو نشون میده و میخنده
و من همیشه ارزو میکنم این عشق و مهرشون به هم ابدی باشه تا دلم قرص و محکم بشه بعد از من کسی نمیتونه بهشون ظلم کنه
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
قطعا برای والدین لذتی بالا تر از کسب موفقیت های مختلف فرزند,شون وجود ندارهاین لذت وقتی به اوج خودش می رسه که از طرف ارگانها و نهادهای دیگه مثل مدرسه یا محیط کار پدر ومادر مورد تشویق و حمایت قرار می گیر
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
داشتم با حرفهاش مسخ می شدم
قشنگ منتظر یک جرقه برای گریه کردن بودم
خودشم به پهنای صورت اشک می ریخت
یعنی مردم ما این همه ندار هستند و ما بی اطلاع..؟
مگه چی گفتم بهش؟
بهش گفتم وامتون پایان ترم جاری واریز میشه..
زهرخند زد و گفت
نوش دارو بعد مرگ سهراب میشه
نمیتونم صبر کنم
با اشک و آه رفت
دلم میخواد اونقدر داشتم تا به تک تکشون کمک کنم ولی خودشم میدونه ندارم
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
بیماری, خونه ما از جمعه دو هفته گذشته شروع شدسجاد با حالت کسل بیدار شد و کم کم تب و لرزاخر شب بردیمش دکترمتاسفانه با تمام تلاشهای من و به خاطر عشق شدید دو تا داداش به هم و بوسهای مکررشون علی هم بعد دو
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی